تبليغاتX
فصل ياد
سياسي ، اجتماعي ، خبري

سايت خورشيد :سفارت انگلستان در تهران، اسناد و مدارك داخل سفارت و منزل سفير را به نقطه نا معلومي منتقل كرد.


اين خبر را خبرنگاران ايراني رسانه هاي خارجي در مراسم راهپيمايي سيزده آبان در بين نمايندگان رسانه هاي داخلي پخش مي كردند و از اشغال قريب الوقوع سفارت انگلستان خبر مي دادند.


اين خبرنگاران هم چنين گفتند كه ديپلمات هاي اين سفارت نيز خاك كشورمان را ترك گفته اند.


اين خبر در حالي منتشر مي شود كه امروز چهار شنبه مسوول امور مطبوعاتي سفارت انگليس در تهران اعلام كرد كه «يك بمب دست ساز در نزديكي دفاتر چند شركت انگليسي بريتيش ايرويز و بريتيش پتروليوم لويز و hfbc منفجر شد.»


به عقيده آگاهان انتشار اين اخبار آنهم از سوي سفارت انگليس و يا عوامل نزديك به اين كشور ناشي از يك جنگ رواني است كه احتمالاً وقوع اين حوادث به نفع آنها تمام خواهد شد. از سويي ديگر با انتشار شايعه تجمع مردمي در روز جمعه، گروهها و تشكل هاي دانشجويي از هواداران خود خواسته اند تا از هرگونه تجمع و راهپيمايي در مقابل سفارت انگليس در تهران به ويژه در چند روز اخير خودداري كنند.


شايان ذكر است، در سالروز تبعيد امام خميني در سيزدهم آبان ماه 1358، دانشجويان پيرو خط امام (ره) با تجمع در مقابل سفارت آمريكا، در يك اقدام خودجوش و مردمي، اين لانه جاسوسي را به اشغال خود در آوردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/12ساعت 10:13  توسط | 

ديپلمات‌هاي نزديك به آژانس بين‌المللي انرژي اتمي اعلام كردند: «ايران در راستاي جلوگيري از ارجاع پرونده هسته‌اي خود به شوراي امنيت، به بازرسان هسته‌اي آژانس اجازه داده است از يك پايگاه نظامي فوق امنيتي بازديد كنند.»

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس از وين، اين ديپلمات‌ها اعلام كردند: «كارشناسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي كه بايد اعلام كنند آيا ايران برنامه مخفي سلاح‌هاي هسته‌اي دارد يا نه اجازه پيدا كرده‌اند بارديگر از پارچين بازديد كنند.»


دولت آمريكا و متحدانش مدعي هستند ايران آزمايشات مربوط به سلاح‌هاي هسته‌اي خود را در پارچين انجام مي‌دهد.آژانس نيز پس از ژانويه همچنان پيگير آن بود تا بتواند براي تكميل تحقيقات خود، بار ديگر از تاسيسات و ساختمان‌هاي اين مجموعه نظامي بازديد كند.


اما يكي از اين ديپلمات‌ها كه همانند سايرين خواست نامش فاش نشود، اعلام كرد: «طي چند روز گذشته بازرسان آژانس از مجموعه پارچين بازديد كردند كه اين امر در گذشته براي آنها ممكن نبود.»

وي اظهار داشت: «بازرسان از اشياء داخل ساختمان‌ها در پارچين نمونه‌برداري محيطي كردند تا آنها را در آزمايشگاه‌هاي آژانس بررسي كنند.»

چنانچه در اين نمونه‌ها مقدار اندكي راديواكتيويته پيدا شود، در آن صورت ترديدها در خصوص وجود برنامه‌هاي هسته‌اي در پارچين قوت خواهد گرفت.

نتيجه اين نمونه‌برداري ها تا پيش از نشست بعدي آژانس در 24 نوامبر اعلام خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/12ساعت 10:7  توسط | 

به گزارش خبرنگار ايسنا، خاتمي گفت:« ما از تمدن اسلامي زياد صحبت مي‌كنيم؛ تمدني كه ما فقط ادعاي آن را نمي‌كنيم و يك واقعيت در تاريخ است و منشاء آثار و نتايج بسيار گسترده و فراوان در عرصه‌ي انديشه، فكر و زندگي انسان در شرق و غرب بوده است. تمدن‌هاي مختلفي در تاريخ تمدن بشر بوده‌اند و تمدن‌هاي بشري و جهان‌شمول هم چند تمدن بيشتر نبوده‌اند. يكي از برجسته‌ترين تمدن‌ها، تمدن اسلامي است و در ميان تمدن‌ها، تنها تمدني كه پيرامون يك متن شكل گرفته‌، تمدن اسلامي است و مبناي تمدن اسلامي متني است به نام قرآن كريم كه وحي خداوند متعال بر قلب حضرت رسول اكرم (ص) است.»

وي با بيان اينكه «هر تمدني در ظرف زمان و مكان خودش معنا دارد» گفت:« اين كه تصور كنيم تمدن براي بشر از زماني كه به وجود مي‌آيد، تا وقتي كه پايان تاريخ و زندگي بشري است، وجود دارد، دليل بر اين است كه انسان، واقعيت‌ها، سنت‌هاي الهي و تحولي را كه لازمه‌ي زندگي بر روي اين كره خاكي است، نشناخته‌ايم.»

خاتمي ادامه داد:« مراد من از تمدن اسلامي و قرآني بودن تمدن هم اين است كه اسلام يك نوع بينش و زاويه‌ي نگاه به انسانها داده و بر اساس اين زاويه نگاه، با اقتباس از ديگران و آفرينش از درون، تمدن اسلامي را ايجاد كرده‌اند. آن بينش، بينش علمي، فلسفي، عرفاني و هنري به اين معنا نيست، اصلا اشتباه است كه ما قرآن را يك كتاب علمي، فلسفي، جامعه‌شناسي يا نظير آن بدانيم، هيچ شباهتي با علم به معناي امروز آن و فلسفه به معناي تاريخي آن نداريم كه موضوع و غايت مشخص و اصول موضوعه‌ي از پيش تعيين شده‌اي داشته باشد و بر اساس آن چيز منسجمي را بدهند. البته قرآن يك هدف بسيار مهم دارد و آن، هدايت انسان است و از همه‌ي امور استفاده مي‌كند و چون علم و فلسفه نيست، زماني و مكاني هم نيست. قرآن يك نوع بينش نسبت به انسان و جهان براي انسانها ايجاد كرد و بعد تشويق كرد كه فكر و اقتباس كنند. يعني ديگران را دشمن ندانست و نگفت كه چون اين كار غرب، شرق، چين، ماچين و... در جاي ديگر تجربه شده است، شما مسلمان هستيد و آنها بلاد كفرند و نفي كفر اين است كه پشت خود را به آنها بكنيد و هرچه مي‌گويند، خلاف آن را عمل كنيد.»

وي افزود:« تمدن اسلامي پيرامون يك متن شكل گرفته است؛ يعني به متفكران بينش داده است، در عين حالي كه اجازه براي اقتباس داده، بلكه تشويق كرده و از آنها صرفا مقلد نخواسته است، كه آفريننده خواسته است؛ اين آفرينندگي ناشي از زاويه‌ي بينش و ديدي است كه قرآن و اسلام به متفكران خود داد. اولا پرورنده‌ي متفكران است و ثانيا اجازه داده است كه متفكران از حوزه‌ي درون خود بيرون بروند و به خارج خود بنگرند؛ بگيرند، ولي اين را تبديل كنند به شكل و محتوايي كه سازگار با اين بينش است.»

وي ادامه داد:« اينهايي كه مي‌گويند احياي تمدن اسلامي، آب در هاون مي‌كوبند؛ تمدني كه به نام تمدن اسلامي يا تمدن مسلمانان بود كه در قرون چهارم و پنجم هجري به اوج اعتلا و زايندگي خود رسيد، درست در همان زمان، مسير سقوط و نشيب خود را آغاز كرد، آن تمدن گذشته است و قابل بازگشت نيست و جفاست كه بگوييم حقيقت قرآن و تعليمات پيامبر (ص) و اهل بيت در تمدن اسلامي تجلي پيدا كرد. اگر تمام توان قرآن عبارت باشد از آنچه كه در قرون چهارم و پنجم هجري به نام تمدن اسلامي ظهور كرد، آن تمدن، مرد و مردني بود. زمان پيامبر (ص) يك نوع زندگي، تعامل و فكر ايجاد شد و تمدني به نام تمدن اسلامي آمد و دوران آن هم گذشت، ولي اگر بگوييم كه با ديدي كه اسلام و قرآن به انسان مي‌دهد، انسان با مسائل و نيازها مواجه مي‌شود و با وفاداري به اين دين سعي مي‌كند فكر كند و فكر ديگران را بگيرد و مشكلات و مسائل موجود را حل كند. اگر تمدن اين باشد، چون مسائل و نيازهاي انسان طبق سنت تبديل‌ناپذير الهي متغيير و متحول است، تمدن‌هاي مختلف و متفاوت خواهيم داشت.»

وي افزود:« من يك سوال دارم؛ چطور است كه مساله‌ي خريد و فروش خون به‌عنوان يك موضوع مورد اهتمام علما و متفكران اسلامي ما قرار مي‌گيرد،ـ اما پديده‌ا‌ي به نام آزادي براي متفكر اسلامي ما دغدغه‌ي خاطر ايجاد نمي‌كند؟ تكليف ما با عقيده جهاني شدن ـ كه مانند سونامي مي‌آيد ـ، آزادي و مردم‌سالاري چيست؟ آيا كساني اين تصور را دارند كه مي‌توان بشريت را به دوران ماقبل مردم‌سالاري برگرداند؟ مردم‌سالاري تاريخي دارد كه از تاريخ قديم يونان مطرح بوده و در انديشه‌هاي فارابي هم هست. اما تا قبل از دوران جديد، مردم‌سالاري و دموكراسي امري مضموم بود؛ هيچ‌يك از متفكران و فيلسوفان بزرگ سياسي دنياي اسلام و دنياي غرب توصيه‌ي به مردم‌سالاري نمي‌كردند.»

خاتمي گفت:« بارها گفته‌ام به ليبراليزم حمله و فحاشي نكنيد، آن را نقد كنيد. بينش‌هاي اسلامي با ليبراليزم سازگار نيست، ولي ليبراليزم و دموكراسي دو چيز هستند. بدتر اين‌كه نقد ليبراليزم با معيارها و اصول و ارزش‌هاي فاشيستي، به نام اسلام انجام گيرد. ما امروز در عين وفاداري به قرآن، به اصالت‌هاي خودمان با شناخت مسائل امروز نگذاريم چه در عرصه‌ي تفكر يا عرصه‌ي اجتماعي، ديگران براي ما تكليف تعيين كنند و از آن سوي اقيانوس براي ما داعيه‌دار آوردن دموكراسي و مردم‌سالاري و آزادي بشوند.»

خاتمي تاكيد كرد:« ما هيچ رسالت جهاني‌اي نداريم؛ خيال نكنيد كه آمده‌ايم همه‌ي عالم را طبق روال خودمان به حكومت‌هاي ديگري تبديل كنيم و حرف‌هايي بزنيم كه مشكلات اقتصادي و سياسي براي خودمان در دنيا به‌وجود بياوريم. چه كسي گفته كه ما رسالت داريم همه‌ي دنيا را مسلمان كنيم؟ اگر اين‌طور بود، فلسفه‌ي ظهور امام زمان (ع) معنا نداشت و حكومت جهاني واحد از آن بزرگوار است. بايد در داخل كشور وقتي مردم به ما اعتماد كرده‌اند، اوضاع را به‌طور نسبي درست كنيم و خيال نكنيم آدم‌هاي مثبتي هستيم، ما انسان‌هاي اشتباه‌كاري هستيم؛ همه اين‌ها را به نام اسلام نگذاريم. الان مد شده است هر كسي كه سواد قرآني، اسلامي و حتا سواد امروزي ندارد، هر پنداري را كه به ذهنش مي‌آيد، مي‌گويد قرائت من از اسلام است. شناخت اسلام، معيار دارد. اگر مسائل 800 سال پيش را به قرآن عرضه كرديد، جواب آن مسائل را مي‌گيريد. با مسائل 800 سال پيش جواب مسائل امروز را از قرآن نخواهيد گرفت؛ مگر آن‌كه امروز را بشناسيد.»

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/08ساعت 12:28  توسط | 
چهار تن از سفراي ارشد ايران در اروپا و آسيا پس از آنكه به بهانه رايزني به تهران فراخوانده شدند از سمت‌هاي خود عزل و مكلف شدند بلافاصله اقدامات لازم را براي بازگشت به كشور به عمل آورند. اين حادثه اواسط هفته گذشته رخ داد. دستور عزل اين چهار وزير را احمدي نژاد صادر كرده است.
شنیده ها حاکیست صادق خرازي سفير ايران در فرانسه، محمدحسين عادلي سفير ايران در انگليس، شمس الدين خارقاني سفير ايران در آلمان و اميرحسين زماني نيا سفير ايران در مالزي، بعد از دريافت حكم عزل خويش چهارشنبه قبل تهران را ترك کردند.
اين چهار سفير در جريان مذاكرات هسته‌اي دو سال گذشته از ديپلمات‌هاي فعال بودند. البته صادق خرازي و امير زماني‌نيا بيش از دو سفير ديگر در مذاكرات هسته‌اي صاحب نقش بوده اند.
عزل اين سفرا بازتاب منفي گسترده‌اي در وزارت خارجه برجاي گذاشته و باعث شگفتی كارمندان این وزارت شده است. به ويژه آنكه سفرای مورد اشاره ناصادقانه براي رايزني به تهران فراخوانده شدند، اما حكم عزل دريافت كردند.
صادق خرازي بعد از ورود احمدي نژاد به كاخ رياست جمهوري با توجه به پايان دوره سه ساله مأموريت‌اش، كار خود را خاتمه يافته اعلام كرد و از وزير امور خارجه جديد خواست هر چه سريعتر سفير جديد ايران در فرانسه را انتخاب و معرفي كند. وي اين روزها در انتظار سفير جديد بود و تصور نمي‌كرد كه با اين رفتار غيرديپلماتيك و غيراخلاقي روبرو شود. وي از سفراي موفق ايران در اروپاست و در بهبود مناسبات ايران و فرانسه نقش مهمي ايفا كرده است.
از انتصاب امير زماني نيا كه از ديپلمات‌هاي با كفايت وزارت خارجه، به سفارت ايران در مالزي، تنها حدود پنج ماه می گذرد.
زماني‌نيا كه كار ديپلماتيك خود را حدود بيست سال پيش در نمايندگي ايران در سازمان ملل آغاز كرد، از ديپلمات‌‌هاي توانا و فعال در روند مذاكرات هسته‌اي ايران در دولت خاتمي بود. تسلط وي به زبان انگليسي به ويژه در مسائل حقوقي زبانزد خاص و عام است. معروف است كه با حضور زماني نيا در مذاكرات هسته‌اي امكان بهره‌گيري غربي‌ها از عنصر زبان براي پيشبرد اهدافشان از دست مي رفت. زماني نيا فارغ التحصیل دكتراي حقوق جزايي از دانشگاه نيويورك است.
شمس الدين خارقاني و محمد حسين عادلي سفراي ايران در آلمان و انگليس نيز از ديپلمات‌هاي باسابقه هستند كه هر دو بعد از روي كار آمدن احمدي نژاد از اين مساله ابراز نارضايتي كرده بودند و يكي از دلايل عزل ايشان نيز همين مساله است. احمدي نژاد در روزهاي اول رياست اش كه كابينه وی هنوز به مجلس معرفي نشده بود به قدري حساس شده بود كه از كمال خرازي وزير خارجه خواسته بود درباره اظهارات عادلي عليه وي (احمدي‌نژاد) تحقيق كند. از مأموريت عادلي تنها اندكي بيش از يك سال مي‌گذرد.
شمس‌الدين خارقاني نيز مأموريت سه ساله‌اش پايان يافته و به طور طبيعي امكان معرفي سفير جديد وجود داشت اما عزل وي از نارضايتي شديد احمدي نژاد و تيمش از وي حكايت دارد.
در اين ميان متكي وزير خارجه جديد تنها به مجري فرامين مبدل شده است و از خود هيچ ابتكار و استقلال عملي نشان نمي‌دهد. وي هفته پيش با بازنشستگي دكتر غلامعلي خوشرو معاون امور بين‌الملل و حقوقي وزارت امور خارجه نيز موافقت كرد و با اذعان به توانايي و كارآمدي او متذكر شده بود كه چاره‌اي جز موافقت با بازنشستگي او ندارد.
خوشرو مسئول مسائل هسته‌اي در وزارت امور خارجه بود و تيم هسته‌اي وزارت خارجه شامل اميرحسين زماني‌نيا، سيروس ناصري، صادق خرازي، محمد حسين عادلي، شمس‌الدين خارقاني،‌ محمدرضا البرزي زير نظر وي فعاليت مي‌كردند. اين تيم به همراه كارشناسان معاونت حقوقي و بين الملل وزارت امور خارجه در طول دو سال گذشته در طراحي و پيشبرد مذاكرات نقش مهمي ایفا کردند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/08ساعت 11:59  توسط | 
 

غلامعلي رجايي:

راست مي‌گويند كه زمان، مفسر خوبي است، چه هرچه زمان بر برخي حوادث و انسان‌ها بيشتر مي‌گذرد، ابعاد ناشناخته‌اي از آنان آشكارتر مي‌شود. اين البته درباره حوادث و كساني صادق است كه به لحاظ كاركرد و... جايگاه حساس‌تري نسبت به همنوعان خود دارند و اين امر تا جايي صادق است كه گاه به دليل حجاب هم‌زماني كه از آن به نام «حجاب معاصرت» ياد مي‌شود، زمان گاه باعث ناشناخته ماندن اين موارد مي‌شود و بايد به ناچار براي درك بهتر و بيشتر، از زماني كه آن حادثه يا شخص در آن به سر مي‌برند، حتي چند نسل فاصله گرفت تا كاملا ابعاد آنها آشكار شود و از اين مقوله است، قضيه بعثت نبي اكرم(ص) و حادثه حيات‌بخش و شورانگيز عاشورا كه پس از آنها هرچه زمان مي‌گذرد، بركات آنان بر عالم و آدم بيشتر نمايان مي‌شود.

يكي از اين بركات، پيروزي انقلاب اسلامي با رهبري داهيانه حضرت امام خميني(ره) و به زباله‌داني تاريخ فرستادن نظام ستمگر شاهنشاهي بود كه بر اساس بررسي كارشناسان، نزديك به هشتاد نوع شكنجه در بازداشتگاه‌هاي آن روي آزاديخواهان اعمال مي‌شده است.

روزي در جمع دوستان بحث بر سر تغيير كاركرد برخي جريان‌هاي دخيل در اوضاع فرهنگي، سياسي و اجتماعي جامعه به ميان آمد و اين‌كه در اين بيست و چند سال، از بعضي جهات، عرصه اجتماعي بر روحانيت تنگتر شده و اين هرچند معلول عوامل مختلفي است، اما يكي از آن علل كه از قضا مهم‌تر از بقيه است، عملكرد برخي در اين كسوت مقدس، معنوي و نوراني است كه باعث شده، برخي ناآگاهان و سبك‌مغزان با تعميم خطاي بعضي كه به تعبير حضرت امام(ره) به ناحق اين لباس را بر تن كرده‌اند، دامنه جسارت خود را به ديگران هم گسترش دهند. بحث كه به اينجا رسيد، من گفتم: اين مردم همان مردمي هستند كه بي‌نظيرترين استقبال و بدرقه را از يك روحاني به نام امام انجام داده‌اند و در جريانات انتخابات و مرحله سوم تا هشتم، تماما به روحانيت با افزايش مستمر در مرحله بعد رأي داده‌اند و به ويژه در آخرين مرحله، به آقاي خاتمي با 22 ميليون رأي، آري گفتند، پس عامه و جمهور مردم با روحانيت مشكلي ندارند و حساب معدودي از آحاد جامعه از اين امر جداست.

دوستي كه گاه سمت ترجمه متن مكالمات رئيس‌جمهور پيشين را بر عهده داشت، مي‌گفت: پس از پيروزي تيم ملي فوتبال ايران به بحرين كه آقاي خاتمي، شخصا براي تشويق بازيكنان تيم ملي به استاديوم آزادي رفته بود، امير بحرين در تماسي تلفني با آقاي خاتمي كه اواخر دوران حكومت خود را مي‌گذراند گفت: تو از اين پس هم براي ما رئيس‌جمهور هستي، هرچند در مسند رياست جمهوري نباشي و در ادامه داد، در ديدار اخير هيأت فرهنگي كويتي با ايشان، يكي از متفكران نخبه كويتي به وي گفته است، شخصيت آقاي خاتمي، شخصيتي است كه در آن وقار و تواضع در دين‌داري و روشنفكري جمع شده است و جمع اين صفات، معمولا در يك نفر به ندرت ممكن مي‌شود.

دوست ديگر ما كه از قضا مدتي در هند كار فرهنگي كرده است، نيز مي‌گفت: سال 74؛ يعني دو سال پيش از رياست‌جمهوري خاتمي كه ايشان رئيس كتابخانه ملي بود، در سفري به هند براي خريد و انتخاب كتاب در خدمت ايشان به چند شهر اين كشور رفتيم. در اين سفر دو نكته عجيب از ايشان مرا به وجد آورد؛ يكي اين‌كه در دو پاكت پول داشت و مصارف شخصي و اداري خود را به دقت از هم جدا مي‌كرد و ديگر آن‌كه به من گفت، سعي كن، همسرت را به مكه ببري. علت را كه پرسيدم با تأثر گفت، اين ناراحتي هميشه با من است كه در اين مدت كه وزير ارشاد بودم و دستم در امر حج باز بود، به رغم تقاضاي مستمر همسرم، نتوانستم وي را به مكه ببرم و هميشه از يادآوري اين قضيه ناراحت هستم كه نتوانستم براي ايشان در اين زمينه كاري كنم كه معلوم شد، وي با اين‌كه ده سال وزير ارشاد بوده است، نخواسته از اختياري كه داشته است، استفاده كند.

اين دوست عزيز مي‌گفت، آقاي خاتمي به وي گفته است، من وقتي از وزارت رفتم، تازه دريافتم هيچ سرپناهي براي خود و فرزندانم تهيه نكرده‌ام و به كمك برادر همسرم، توانستم به صورت شراكتي، زميني 180 متري را در دو طبقه بسازيم و يك طبقه آن را به صورت شراكتي مالك شويم.

خدا كند، اين روحيات و صفات و فضايل به مدد قلم‌هاي متعهد، از گوشه عزلت به در آيند و در معرض افكار عامه قرار گيرند و مهمتر از نقل تاريخ كساني كه وجودشان به چنين فضايلي آراسته شده است، به دور از حب و بغض و خط‌بازي‌ها و تنگ‌نظري‌ها، مطمح نظر و عنايت قرار گيرند تا جامعه دوباره رايحه پاكي،‌ آزادگي، وارستگي، نجابت، دين‌داري خود را استشمام كند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/07/14ساعت 1:37  توسط |